به گزارش خبرنگار فاطر24، به تازگی نشستی در کنگره با هدف بررسی درخواست بودجه تکمیلی وزارت دفاع ایالات متحده توسط دونالد ترامپ برگزار گردید. در این جلسه، پیت هگزت، وزیر دفاع و دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا نیز حضور داشتند. در این نشست، سناتور جف مارکلی به دن کین هشدار داد که جنگ آمریکا علیه ایران میتواند عواقب و خطرات جدی به همراه داشته باشد و گفت: «ایران میتواند با وجود ادعای نابودی نیروی دریایی، تنگه هرمز را مسدود کند، با ترور رهبران سیاسی و نظامی، مواضع تندروها را تقویت و مواضع اصلاحطلبان را تضعیف کند و همچنین توانایی حمله به نقاط مختلف خاورمیانه را دارد.» بر اساس این اظهارات، یکی از نگرانیهای مقامات آمریکایی، تضعیف اصلاحطلبان در ایران به دنبال جنگ است. اما چگونه ممکن است جنگ این جریان را تضعیف کند؟ یکی از اصول کلیدی جریان اصلاحات، تنشزدایی با ایالات متحده است. در مرکز این جریان، این تصور وجود دارد که با مذاکره و حل مسائل، میتوان دشمنیها و اختلافات با آمریکا را برای همیشه حل کرد. اما جنگ ایالات متحده علیه ایران، همواره در زمان مذاکرات و در دورههای دولتهای اصلاحطلب رخ داده است. نکته قابل توجه دیگر این است که هم قبل از جنگ ۱۲ روزه و هم قبل از جنگ کنونی، ایران امتیازدهی در زمینه هستهای را پذیرفته بود. اما در هر دور از مذاکرات، آمریکا خواستار امتیازات بیشتری شده است. تحلیلگران بر این باورند که ایالات متحده، جدا از امتیازدهیهای ایران و مذاکرات، اساساً جنگ را به عنوان گزینهای انتخاب کرده و با تعریف تهران به عنوان دشمن، به دنبال افزایش تنش است. بنابراین، جنگ با نشان دادن ناکارآمدی ایدههای محوری اصلاحطلبان، آنها را تضعیف میکند.
اما سوالی که مطرح میشود این است که چرا مقامات آمریکایی باید نگران تضعیف اصلاحطلبان باشند؟ پیش از آغاز جنگ، موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) در گزارشی با عنوان «آیا اصلاحطلبان، پاسخ کسانی هستند که به دنبال جایگزینی برای حکومت میگردند؟» به بررسی نقش چهرههای اصلاحطلب در سناریوهای مختلف پرداخته بود. این موسسه امنیتی اعلام کرده بود: «چهرههای ارشد این جریان که پیشتر به گفتمانی محتاطانه و خویشتندار پایبند بودند و وفاداری خود را به اصول بنیادین جمهوری اسلامی اعلام میکردند، در روزهای اخیر مواضعی اتخاذ کردهاند که مبانی سیاسی رژیم فعلی را به چالش میکشد.» این اندیشکده اسرائیلی همچنین بیان کرده است: «اصلاحطلبان تلاشهای خود را برای معرفی خود به عنوان یک جایگزین بالقوه حاکمیت از سر گرفتهاند. این بازیگران میتوانند ستون فقرات ایدئولوژیک مرحله پس از فرسایش رژیم را فراهم آورند و شاید به طور موقت، نقش پلی میان مرحله اعتراض و استقرار یک نظم سیاسی جدید را ایفا کنند.» نویسنده این گزارش معتقد است: «در طول یک سال گذشته، نشانههایی از فعالشدن مجدد اصلاحطلبان نمایان شده است. پس از جنگ ۱۲ روزه، جبهه اصلاحات بیانیهای صادر کرد که در آن، مطالبات گستردهای برای تغییر در سیاست داخلی و خارجی ایران مطرح شد؛ از جمله ازسرگیری مذاکرات با ایالات متحده، تعلیق غنیسازی اورانیوم، آزادی تمامی زندانیان سیاسی، لغو قانون پوشش اسلامی و حذف سپاه پاسداران از مداخله در سیاست.
به طور کلی، INSS بر این باور است که اصلاحطلبان گزینه بهتری نسبت به رضا پهلوی و سلطنتطلبان هستند و در این باره میگوید: «مشخص نیست رضا پهلوی، فرزند شاه مخلوع ایران، از اجماع لازم برخوردار باشد؛ او همواره در شکلدهی به یک اپوزیسیون سازمانیافته ناکام بوده است. در مقابل، اصلاحطلبان میتوانند به عنوان ستون فقرات ایدئولوژیک مرحله پس از فرسایش رژیم عمل کرده و دستکم به طور موقت، پلی میان مرحله اعتراض و شکلگیری یک نظم سیاسی جدید ایجاد کنند.» در میان جمهوریخواهان و دموکراتها، یک اشتراک مهم وجود دارد که آن، تضعیف ایران است. جمهوریخواهان جنگ را گزینهای کارآمد دانسته و دموکراتها، چیزی شبیه به برجام را مدنظر دارند. آنها بر این باورند که برای اقدامی مشابه برجام، به قدرت جریان اصلاحات نیاز است.










