افزونه پارسی دیت را نصب کنید Friday, 7 August , 2026

پیش‌بینی الجزیره درباره پایان جنگ ایران و آمریکا!

  • کد خبر : 9473
  • ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۴:۴۲
پیش‌بینی الجزیره درباره پایان جنگ ایران و آمریکا!

جنگ علیه ایران که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ توسط ایالات متحده و اسرائیل آغاز شد، به احتمال زیاد با عقب‌نشینی آمریکا به پایان خواهد رسید. ادامه این جنگ بدون عواقب فاجعه‌بار ممکن نیست. هرگونه تشدید تنش می‌تواند زیرساخت‌های نفت، گاز و نمک‌زدایی منطقه را نابود کند و به یک فاجعه جهانی طولانی‌مدت منجر شود.

«جفری ساکس»، اقتصاددان مشهور آمریکایی و مدیر پیشین موسسه زمین در دانشگاه کلمبیا، و «سیبیل فاریس»، مشاور ارشد شبکه راهکارهای توسعه پایدار سازمان ملل برای خاورمیانه و آفریقا، در مقاله‌ای در شبکه الجزیره بیان کردند: ایران می‌تواند هزینه‌هایی را به وجود آورد که ایالات متحده قادر به تحمل آن نیست و جهان نباید بار آن را به دوش بکشد. به گزارش خبرنگار فاطر24، ساکس در ادامه افزود: طرح جنگ ایالات متحده و اسرائیل به عنوان یک حمله سرنگونی تلقی می‌شد که توسط «بنیامین نتانیاهو»، نخست‌وزیر اسرائیل و «دیوید بارنیا»، رئیس موساد به «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا پیشنهاد شد.

به اعتقاد آنها، فرض بر این بود که یک کمپین بمباران مشترک و تهاجمی از سوی ایالات متحده و اسرائیل، ساختار فرماندهی، برنامه هسته‌ای و رهبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را به حدی تضعیف خواهد کرد که منجر به سقوط نظام گردد. سپس ایالات متحده و اسرائیل قصد داشتند یک دولت انعطاف‌پذیر را در تهران مستقر کنند. به نظر می‌رسید ترامپ متقاعد شده است که ایران همان مسیری را طی خواهد کرد که ونزوئلا پیمود. عملیات آمریکا در ونزوئلا در ژانویه ۲۰۱۶ منجر به برکناری «نیکولاس مادورو»، رئیس‌جمهور ونزوئلا شد؛ عملیاتی که به نظر می‌رسید میان سازمان سیا و عناصری در داخل دولت ونزوئلا هماهنگ شده باشد. آمریکا رژیمی مقاوم‌تر به دست آورد، در حالی که بیشتر ساختار قدرت ونزوئلا دست نخورده باقی ماند. ترامپ به‌نظر می‌رسید که به سادگی معتقد بود که همین نتیجه در ایران نیز تکرار خواهد شد. با این حال، عملیات در ایران نتوانست نظام مقاوم در تهران را تضعیف کند. ایران – از نظر تاریخی، فناوری، فرهنگی، جغرافیایی، نظامی، جمعیتی یا ژئوپلیتیکی – با ونزوئلا قابل مقایسه نیست. هر رویدادی که در کاراکاس به وقوع بپیوندد، ارتباطی با آنچه در تهران خواهد افتاد، ندارد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جای انحلال، با رهبری داخلی منسجم و نقشی برجسته‌تر در دستگاه امنیت ملی ظهور کرد و عملاً فرماندهی عالی را به دست گرفت. نهاد مذهبی پشت سر آن متحد شد و مردم به‌طور یکپارچه در برابر تجاوز خارجی ایستادگی کردند. دو ماه بعد، ترامپ و نتانیاهو نه تنها دولتی مطیع در ایران به دست نیاوردند، بلکه نه تسلیمی که به جنگ پایان دهد و نه هیچ مسیر نظامی که چشم‌انداز پیروزی را ارائه دهد، حاصل نشد. به نظر می‌رسد تنها گزینه‌ای که ایالات متحده در پیش گرفته، عقب‌نشینی است، چرا که ایران کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و هیچ یک از مسائل دیگر بین ایالات متحده و ایران حل نشده است.

چندین عامل، اشتباهات فاجعه‌بار آمریکا و موفقیت‌های ایران را توضیح می‌دهد: نخست، رهبران آمریکا اساساً در مورد ماهیت ایران اشتباه قضاوت کردند. ایران تمدنی باستانی با تاریخی به طول ۵۰۰۰ سال است که دارای فرهنگی ریشه‌دار، تاب‌آوری ملی و غرور تزلزل‌ناپذیر است. دولت ایران قرار نبود در برابر قلدری و بمباران آمریکا تسلیم شود، به‌ویژه با توجه به اینکه ایرانیان به یاد دارند که چگونه ایالات متحده در سال ۱۹۵۳ با سرنگونی یک دولت منتخب دموکراتیک و ایجاد یک دولت پلیسی که ۲۷ سال دوام آورد، دموکراسی ایران را نابود کرد. دوم، رهبران آمریکا پیشرفت‌های تکنولوژیکی ایران را به شدت دست کم گرفته‌اند. تهران دارای مهندسی و ریاضیات در سطح جهانی است. این کشور یک پایگاه صنعتی دفاعی داخلی با موشک‌های بالستیک پیشرفته، صنعت پهپاد و قابلیت پرتاب مداری بومی ایجاد کرده است. سابقه توسعه فناوری ایران، که علیرغم چهار دهه تحریم‌های فزاینده شکل گرفته، یک دستاورد ملی قابل توجه است.

سوم، فناوری نظامی به نفع ایران تغییر کرده است. هزینه‌های زمینه موشک‌های بالستیک ایران کسری از هزینه موشک‌های رهگیر آمریکایی است که برای مقابله با آنها مستقر شده‌اند. پهپادهای ایرانی ۲۰ هزار دلار هزینه دارند، در حالی که موشک‌های رهگیر دفاع هوایی آمریکا ۴ میلیون دلار قیمت دارند. موشک‌های ضد کشتی ایران که چند صد هزار دلار هزینه دارند، اکنون تهدیدی برای ناوشکن‌های آمریکایی هستند که بین ۲ تا ۳ میلیارد دلار هزینه دارند. شبکه «ضد دسترسی/منع منطقه‌ای» ایران در اطراف خلیج فارس، پدافند هوایی چندلایه آن، توانایی اشباع کشتی‌های پهپادی و موشکی و ظرفیت مختل کردن ترافیک دریایی در تنگه هرمز، هزینه عملیاتی تحمیل اراده ایالات متحده بر ایران را بسیار بیشتر از آن چیزی کرده است که ایالات متحده می‌تواند از عهده آن برآید، به ویژه با توجه به پتانسیل تخریب تلافی‌جویانه‌ای که ایران می‌تواند بر منافع آمریکایی‌ها در کشورهای همسایه وارد کند.

چهارم، روند سیاست‌گذاری ایالات متحده غیرمنطقی شده است. جنگ با ایران توسط حلقه کوچکی از وفاداران به ریاست جمهوری در مار-آ-لاگو تصمیم‌گیری شد و روند رسمی بین سازمانی و شورای امنیت ملی که در طول سال گذشته عملاً از وظایف خود تهی شده بود، دور زده شد. «جو کنت»، مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم ترامپ، در ۱۷ مارس در نامه‌ای عمومی استعفا داد و «اتاق پژواک» را برای گمراه کردن رئیس‌جمهور توصیف کرد. این جنگ محصول یک سیستم تصمیم‌گیری بود که مکانیسم‌های مشورت و بررسی را عملاً غیرفعال کرده بود. این جنگ نه ضروری بود و نه انتخابی، بلکه یک جنگ هوی و هوس بود. فرضیه اصلی، هژمونی بود. ایالات متحده در تلاش بود تا هژمونی جهانی خود را که دیگر در اختیار نداشت، حفظ کند و اسرائیل در تلاش بود تا هژمونی منطقه‌ای خود را که هرگز به آن دست نخواهد یافت، ایجاد کند.

با توجه به همه این موارد، هدف نهایی احتمالی این است که جنگ احتمالاً با بازگشت به چیزی نزدیک به وضع موجود، با سه واقعیت جدید در صحنه، پایان یابد: نخست، ایران کنترل عملیاتی تنگه هرمز را در دست خواهد داشت. دوم، توانایی بازدارندگی ایران به طور قابل توجهی تقویت خواهد شد. سوم، حضور نظامی بلندمدت ایالات متحده در خلیج فارس به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت. سایر مسائلی که ظاهراً ایالات متحده را به حمله به ایران ترغیب کرده است – مانند برنامه هسته‌ای ایران، آنچه نیروهای نیابتی منطقه‌ای خوانده می‌شود و زرادخانه موشکی آن – احتمالاً از ابتدای جنگ تا حد زیادی بدون تغییر باقی خواهند ماند. حتی با خروج ایالات متحده، ایران از مزیت خود علیه همسایگانش استفاده نخواهد کرد. سه دلیل این موضوع را توضیح می‌دهد: نخست، ایران منافع استراتژیک بلندمدتی در همکاری با همسایگان خلیج فارس خود، بدون درگیر شدن در یک جنگ طولانی‌مدت، دارد. دوم، ایران هیچ علاقه‌ای به شعله‌ور کردن مجدد جنگی که به تازگی با موفقیت به پایان رسانده است، نخواهد داشت. سوم، اگر هرگونه محدودیتی لازم باشد، ایران توسط دو متحد اصلی خود، روسیه و چین، که هر دو به دنبال منطقه‌ای با ثبات و مرفه هستند، محدود خواهد شد. رهبری ایران به خوبی از این امر آگاه است و سلاح‌های خود را زمین خواهد گذاشت.

بدون شک، ترامپ سعی خواهد کرد عقب‌نشینی قریب‌الوقوع را به عنوان یک پیروزی بزرگ نظامی و استراتژیک به تصویر بکشد. این ادعاها درست نخواهند بود. واقعیت این است که ایران بسیار پیشرفته‌تر از آن چیزی است که واشنگتن تصور می‌کرد؛ تصمیم برای ورود به جنگ غیرمنطقی بود؛ و فناوری اصلی جنگ علیه ایالات متحده به کار گرفته شده است. امپراتوری آمریکا نمی‌تواند با حداقل هزینه‌های مالی، نظامی و سیاسی از جنگ خود علیه ایران پیروز بیرون بیاید. با این حال، آنچه آمریکا می‌تواند نجات دهد، نوعی عقلانیت ظاهری است. زمان آن رسیده است که ایالات متحده به عملیات تغییر نظام خود پایان دهد و به قوانین و دیپلماسی بین‌المللی بازگردد.

لینک کوتاه : https://fater24.ir/?p=9473

    ثبت دیدگاه

    قوانین ارسال دیدگاه
    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    lll