افزونه پارسی دیت را نصب کنید Wednesday, 3 June , 2026

درس‌های توسعه‌ای از شاهنامه فردوسی؛ حکمرانی خردمندانه در عصر امروز

  • کد خبر : 8909
  • ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۱
درس‌های توسعه‌ای از شاهنامه فردوسی؛ حکمرانی خردمندانه در عصر امروز

سخنگوی صنعت آب کشور در یادداشتی تأکید کرد که اگر توسعه را به‌عنوان یک فرایند نهادی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی در نظر بگیریم، شاهنامه می‌تواند به‌عنوان منبعی زنده برای بازآفرینی معیارها و نهادها مورد استفاده قرار گیرد.

یادداشت مهمان؛ عیسی بزرگ زاده، کارشناس توسعه و سخنگوی صنعت آب کشور؛ آغازین بانگ فردوسی تنها پاسداشت زبان نیست، بلکه پیمانی با خرد و زندگی جمعی است. اگر «توسعه» را فرایندی نهادی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی بدانیم، شاهنامه منبع زنده‌ای برای بازآفرینی معیارها و نهادها به شمار می‌آید. این اثر مجموعه‌ای از روایت‌هاست که می‌تواند ارزش‌ها، الگوها و هشدارهای اخلاقی را در سیاست‌گذاری و قواعد حکمرانی به کار گیرد.

در دنیای داستان‌ها، شخصیت‌ها فراتر از نقش‌های داستانی عمل می‌کنند. آنان نمایانگر معانی جمعی هستند که می‌توانند برای سیاست‌گذاران و کنشگران اجتماعی چارچوب مفهوم‌سازی فراهم کنند. این نوشته تلاشی مقدماتی برای خوانشی توسعه‌محور از شاهنامه به شمار می‌آید. در این مختصر، تلاش می‌شود تا پیام‌های توسعه‌ای نهفته در چند شخصیت مشهور شاهنامه آشکار شود. امید است که کارشناسان توسعه و شاهنامه‌شناسان فصل جدیدی را آغاز کنند و به بحث و تبادل نظر بپردازند.

رستم، نماد مهارت، شهامت، تجربه و مسئولیت فرد در برابر جامعه است؛ او یادآور نیاز به نهادهای آموزشی فنی و تربیت رهبران بومی است. اما تنهایی و تراژدی‌های او هشدار می‌دهد که مهارت فردی بدون نهاد پاسخگو ممکن است به انزوا و خشونت منجر شود. داستان رستم به ما می‌گوید که جامعه حتی با وجود ابرقهرمانان به نهادهای فراگیر نیازمند است. توسعه نه با فرد، بلکه با افراد سازمان‌یافته و در بستر حقوقی بسامان میسر می‌شود. به عبارت دیگر، ابرقهرمان توسعه کسی است که سبب‌ساز رونق نهادهای شفاف و منصف باشد.

سهراب، تراژدی‌ای است که آینه‌ای از گسست میان نسل‌ها و پیامدهای فقدان گفتگوی میان‌نسلی را به نمایش می‌گذارد. پدری که پسرش را نمی‌شناسد و از کژشناسی پهلوی پسر رنج می‌برد. توسعه پایدار نیازمند کانال‌های انتقال دانش، اعتماد و فرصت‌های مشارکت نسل جوان است. سیاوش، نماد پاکی و عدالت‌خواهی است که قربانی نابرابری ساختاری، بی‌عدالتی نهادی و تزلزل مشروعیت می‌شود. درس سیاوش روشن است؛ مشروعیت حکمرانی زیربنای تاب‌آوری جامعه است.

اسفندیار، قهرمانی مقید به وظیفه است که پیامد انعطاف‌ناپذیری قدرت را نمایان می‌سازد؛ این داستان درسی برای نیاز به توازن قدرت و سازوکارهای مصالحه در فرآیندهای توسعه است. از منظر توسعه، روایت او پرسشی درباره هزینه‌های تحکّم قدرت و ضرورت رعایت توازن در ساختارهای حکومتی مطرح می‌کند. سیمرغ، نهاد دانایی و حافظ جمعی است. پرنده‌ای که زال را پرورش داد و مرهم زخم‌ها شد، نماد انتقال دانش بومی و حکمتی است که نهادینه شده و نسل به نسل منتقل می‌شود. در زبان سیاست‌گذاری مدرن، «سیمرغ‌سازی» به معنای تأسیس مراکز نوآوری پایدار است که دانش محلی را به راه‌حل‌های عملی پیوند می‌دهند. نهادهایی که قادرند راه‌حل‌های بومی را برای چالش‌های توسعه تولید کنند.

تهمینه، نوش‌آفرین و دیگران، زنان در شاهنامه نه صرفاً بازیگران پس‌زمینه، بلکه حامل نیروی نرم اجتماعی‌اند؛ آنان شبکه‌ساز، بازتولیدکننده ارزش‌های فرهنگی و محور پایداری خانه و جامعه‌اند. تهمینه مادری حسابگر و شجاع است که نشان می‌دهد زنان کلید تولید سرمایه انسانی و فرهنگی‌اند. نوش‌آفرین و دیگر حضورهای زنانه نماد خلاقیت و بازتولید هویتی‌اند؛ نادیده‌گرفتن نقش آنان، تقلیل ظرفیت توسعه است.

جمشید و ضحاک، صعود جمشید و سقوط او و همچنین حاکمیت ضحاک تمثیلی از رشد نامتعادل و استیلا بر منابع است. پیام کهن این بخش با آموزه‌های پایداری زیست‌محیطی و عدالت توزیعی هم‌راستاست. توسعه‌ای که مشارکت، تنوع و نهادهای پاسخگو نداشته باشد، شکننده و آسیب‌پذیر است. پایان سخن اینکه شاهنامه کارگاهی زنده است؛ کارگاهی برای ساخت جمعی آینده. مأمنی برای بازآفرینی معیارها و نهادهای سازنده توسعه انسانی است. خوانشی انتقادی و خلاق از پهلوانان، زنان و داستان‌هایش می‌تواند الگوهایی برای سیاست‌گذاری پایدار، شمول‌آور و معناگرا فراهم آورد.

لینک کوتاه : https://fater24.ir/?p=8909

    ثبت دیدگاه

    قوانین ارسال دیدگاه
    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    lll